پکومون: 

دیشب داشتم تو حیاط خونه قدم می زدم که ناگهان صدای در اومد

قرریبه: 

لطفاً 

پکومون: 

در رو کبوند بهم او یه ناشناس بود و من با اونا حرف نمی زنم

فردا... 

هم کلاسی: 

دیروز ناشناسی در خونت اومد

پکومون: 

آره

هم کلاسی: 

آهان

چند روز بعد... 

پکومون: 

این اتفاق دوباره تکرار شد تا...... 

(در پارت بعد بخوانید.....)